نوش دل عاشق و شیدا شراب کهنه و هفت ساله ی ماست

رنج و غم دل را از یاد بردن خواندن رنج نامه این دل عاشق ماست

رفتن و از خود دور شدن اساس کار دل شیدای ماست

دیدن رمز و راز عاشقی مسکن درد این دل بی قرار ماست

خوردن و خوابیدن سهل کردن این جسم بی آرام ماست

از بهر دیدن یک لحظه جان جانان به هر دری در زدن کار هر روزه ی ماست

طفل دلت را بزرگ بکن راه ورسم دلنوازی را بنما او آینه ی کار ماست

ظاهر و باطن را یکی بکن لحظه های شیرین را تقسیم بکن این اساس کار ماست

در دلم شور عشق غوعا میکند در نبود گل خار زهر آگین رفتن بر تن ماست

ضرر نمیکند آنکس که دلش را به باد سپرد همسفر طوفان حوادث شدن آرزوی ماست

صورت خود را با سیلی سرخ مکن سبدی پر از عشق وصفا منتظر ماست

از میانه راه بر نگرد دست یاران رسیده به پایان راه بسوی ماست