دلنوشته ی من و اشک یار
دیشب در خواب، اشک مردی آشنا را دیدم؛
اشکی که یاد عشق پاک به مهدی موعود را در دل زنده کرد و قلبم را لرزاند.
میگویند گریه در خواب نوید شادی است،
و من امیدوارم روزی برسد که این اشکها به لبخند بدل شود،
دلهای داغدار آرام گیرند و زمین از سنگینی غم رهایی یابد.
زندگی با همه رنجها و زیباییهایش میگذرد،
اما امید همیشه زنده است؛ نوری که حتی در تاریکترین لحظات میتابد.
تا آن روز، باید خدا را با صبر، مهر و دلهای روشن ستایش کنیم؛
او در لبخند کودکان، نگاه مهربان مادران، نسیم آرامی که بر دلهای شکسته میوزد
و در امیدی که دلهای خسته را روشن میکند، حضور دارد.
با همهی وجود او را میخوانیم و چشمبهراه روزی هستیم
که جهان پر از نور و شادی گردد،
روزگاری که دلها آرام گیرند، زنجیرهای ظلم گسسته شود
و صدای خنده و شادی در همه جا جاری گردد.
تا آن لحظه، هر اشک، هر امید و هر نگاه پرمهری که از دل برمیخیزد،
چراغ راه ماست و یادآور حضور مهربان خدا در زندگی ما.