نوشته ای زیبا از سلطان عارفان بایزید بسطامی
روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم
وز سخنی به ز بی سخنی نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم و
لباس صابری در پوشیدم
مرغی گشتم:
چشم او از یگانگی پر او از همیشگی
در هوای بی چگونگی می پریدم
کاسه ای بیاشامیدم که هرگز تا ابد
از تشنگی سیراب نشدم
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ ساعت 21:8 توسط برومند
|